لبخند ۷ آذر ۱۴۰۳ - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 12:00
یه حسی اومده سراغم مثل حس زمان دبیرستانی بودنممثل اون زمانا که وقتی یکیو خیلی دوست داشتم یه لبخند سرشار از ذوق میوفتاد رو گوشه ی لبم و چال گونه هامو قشنگتر میکرد شده م مثل اون وقتا که موهای کوتاه ام رو با دقت و قشنگ می‌بافتم و کلی ذوق میکردم از اینکه چقدر بهم میادمثل وقتایی که میرفتم جلوی آینه میدید...
روزای متفاوت طرح/سرانجام_ مهر ۱۴۰۴ - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 12:00
سرانجام بعضی چیزا دور از بُعد تصور ماهاست سعی میکنم به پذیرش حقیقت برسم شاید باید پذیرفت که وقت و عمر و جوهریه روحم رو برای شخص نا مناسبی ریختم توی جوب ولی اوکی! ارزش ادامه دادن داره زندگی شاید دیدن لبخند بچه ها یکی ازون قشنگیا باشه شاید بتونم حال رو درک کنم؛ بدون تنش، بدون نمود اسپاسم های عضلات شون...
۱۵ خرداد ۱۴۰۳ - تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 7:04
بازم اومدم دو خط بنویسم و بزارم برم از این وبلاگ تا چند ماهه طولانیه دیگهاوضاع داره میگذره، سخت که گذشت، سخت هم میگذره، نمیدونم قراره درآینده چطور بگذره ((:تعجب میکنم واقعا! تو این روزایی که به سختی سرپا ام و دلم میخواد فقط، فقط، فقططططط یه معجزه ببینم سر راهم که سرپا نگه ام داره و بشم همون دیوونه ی...
1 تیر 1402 - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 16:59
بعد این همه سن و سالم، هنوز اینجا حس و حال و پناه خودشو دارههنوز وقتی میام اینجا تا دو سه خط بنویسم که بلاگفا وبلاگو حذف نکنه، یه حس آرامشی بهم میده این ماءوایاد روزایی میوفتم که شباش خنک بود، بچه ای بودم که ازم مراقبت میکردن و اوضاع به وفق مراد بود و تمرکز، سلامتی، درس خوب، زندگی روال و خوب، اون گو...
- تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 7:45
تموم شد.دیگه عاشق نمیشم...چشا بسته رو آدما... ب شوخیا و مسخره بازیای رفقا... چشامو وا نکنم رو کس دیگه...الانم باید ادامه بدم... از ۲۴ آبان ۹۶ و قدمای تو...شاید لازم باشه ی مدتی گم بشم تو نقش قهرمانم... کسی هم شونه ی تو... چطوری اینقدر بلوغ رو نمیدونم چطوری establishment کنم ولی نشدنی نیستبرگه های تا...
دلداده - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:12
سلام امروز ۱۶ آبان سال ۹۸ هست سال ها از ۹۲ میگذره از ۹۵ هم همینطور چیزی ک ب جای مونده اینقدر غم قشنگی بوده ک هنوز دلو میسوزونه شاید عشق آره عشق به این نرسیدن و عذابش قشنگ باشه ... ولی ... شاید اگه هنوزم داشتیشو بازم دلت لرزید اونوقته که این عشقه نمی
و این تنهایی ها ادامه دارند... 4 خرداد 99 - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:12
در اتاق قفل... گوشی air plane ... چراقا خاموش... همون وبلاگ بچگی هامون... دیگه جواب ندادن گریه ها.. قلم به دست گرفتن رو کاغذا... هیچ چیزی جواب نداد بعد تو امیدوارم ته ته نوشتم اشکا امونمو ببره... میگن برای کسی که دوسش داری نباید زیاد اشک بریزی, چون ا
16 آذر 1399 - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:12
کار... درس.. علوم... شکست ... شبای سرد و گنگ اینجا چه شوووووووود حرف سردار نبود پاچیده بودم یا علی
مینویسم که.... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 3:36
دوس نداشتم که از این وبلاگم اینجوری خدافظی کنم ولی .... این وبلاگو روزی به خاطر یه خانوم گلی که خیلی دوسش داشتم ...اونو به همه ترجیح میدادم... درست کردم .ولی الان که ( از دل برود هرآن که از دیده رود ) باید بگم ... دوستای نزدیک که شمارمو
نوستالژیک - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 3:36
هر یک از ما نوستالژیی داریم ک عاشقانه ترین غزلواره های زندگی ما را میسراید غزلواره هایی ک سکوت و چشم دوختن ب زمین زیر پایمان را ب دنبال خواهند داشت تنها مهرآفرین غزلواره های من برخلاف تو شکسپیر هیچ نشانی از این غریبانگی و مجنونی ز من ندارد + نوشته شده در ساعت &nbsp توسط .... |